براي تو ميميرم بزار دنيا بدونه
از شب نمي هراسم وقتي دنيام تو باشي
ميرم به جنگ دنيا اگه از من جدا شي
دوست دارم

خیلی دوست دارم کمی خودم با قلم خودم بنویسم ولی چه کنم که توانایی قلم ندارم
تازه بخوام بنویسم ، چی بگم که روزها تکرار روزهای همیشه ست،
و شبها تکرار همون شبهایی که به انتظار فردای بهتر چشم بر هم می گذارم
این تن خسته ی منه که همیشه در انتظاره واین روح و جسمم فرسوده و ناتوان
منه که تن به بازی سر نوشت داده و روزها و شبها رو میشماره
تنها حس بودن کبوتری در همین نزدیکیه که توی همین آسمونه و با پرواز
قشنگش شوق پروازم میده .
من هر روز و هر شب با کبوتر ناز خودم پروازی عاشقانه تا لایتناهی میکنم
صدای بال تو بال من و اون گوش تمام عاشقای دنیا رو نوازش میده و
اونهارو به عاشقی دوباره و دوباره وا می داره...
کبوتر ناز من ، هر کجا باشی و باشم بیادت روزگارم میگذره
تو هر روز در من متولد میشی هر روز ..... تو در منی ،تو خود منی
دوستت دارم کبوتر ناز من
من توی این لونه ی کوچیک همیشه چشم به راهتم.
بیا و لبی از کوزه احساساتم تر کن
و
عاشق تر شو............ عاشق تر.......عاشق تر..... عاشق تر



امیدوارم که از هدیه ی تولدتون که عید بهتون دادم وهمچنین وبتون خوشتون اومده باشه
حلا که لطف کردین وسر زدین می شه نظرتونم
بنویسیدممنون می شم
راستی خانمCDزردی که بهتون دادم
باز شد؟


Happy valentine day![]()


14 فوریه ی همتون مبارک![]()




نگاهی آشنا بر یاس کردم تو را در برگ گل احساس کردم خلاصه در کلاس ناز چشمت ۲ واحد عاشقی را پاس کردم .



ღღღღღღღღღi love youღღღღღღღღღ

و اي کاش مي ديدي قلبي را که فقط براي تو مي تپد ... !![]()
قلبم برای تو
تو را ازته قلبم دوســـــــــــــــــت دارم


دوست دارم عاشقانه عارفانه صادقانه تا بی نهایت مثل همیشه
خدا جونم يعني هنوز منو دوست داره؟؟؟
گل سرخ رو دوست دارم
چون رنگ خونه
خون رو دوست دارم
چون تو رگ جاريه
رگ رو دوست دارم
چون به قلب راه داره
قلب رو دوست دارم
چون جاي تو توشه ![]()


.............................................
..........*I♥U**I♥U**I♥U*..........
..................*I♥U*...................
..................*I♥U*...................
..................*I♥U*...................
..................*I♥U*...................
..................*I♥U*...................
..........*I♥U**I♥U**I♥U*..........
.............................................
.......*I♥U*..............*I♥U*.......
...*I♥U**I♥U*.....*I♥U**I♥U*....
.*I♥U*....*I♥U*.*I♥U*....*I♥U*..
.*I♥U*.........*I♥U*..........*I♥U*..
..*I♥U*...........................*I♥U*..
...*I♥U*.... . : گل نیلوفر : . ....*I♥U*...
......*I♥U*.....................*I♥U*......
........*I♥U*...............*I♥U*........
...........*I♥U*.......*I♥U*...........
..............*I♥U**I♥U*..............
..................*I♥U*..................
............................................
.........*I♥U*..........*I♥U*........
.........*I♥U*..........*I♥U*........
.........*I♥U*..........*I♥U*........
.........*I♥U*..........*I♥U*........
.........*I♥U*..........*I♥U*........
.........*I♥U*..........*I♥U*........
.........*I♥U*..........*I♥U*.......
. .........*I♥U**I♥U**I♥U*.........
............................................

خیلی دوستت دارم
وهیشه چشم براهت هستم
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
زيبايي دنيا را تنها آن لحظه كه به چشمان تو نگريستم دريافتم
و از آن پس هيچ لحظه اي از عمرم بدون انديشه تو سپري نشد
اگر عمر من تنها يك شب باشد آرزو دارم همان يك شب را با تو بگذرانم
چراكه محبوبم اين دتيا تنها هنگامي زيباست كه در كنارتو باشم..
....اي کاش قطره هاي اشک بودم که از چشمان
زيبايت متولد مي شدم وبر روي گونه هايت
زندگي مي کردم وبر روي لبانت جان مي سپردم
تا آنگاه مي فهميدي چقدر دوستت دارم![]()
عشق من تمناي زندگي با تورا دردل دارم
ودوست دارم هر شب در عشق تو صبح گردد
من دلبسته عشق تو شدم وديدي كه به عشقت پاسخ دادم
تو اجازه دادي كه عشقت را در دل احساس كنم
پس با قلبم تورا صدا ميزنم
دلم تنگ است برای در کنارت بودن...دلم تنگ است برای خیره شدن در چشمانت...نازنینم نمی دانی که شبها
به یاد روزی که در کنار هم بودیم و دستان مهربانت در دستانم بود اشک می ریزم...نمی دانی که دیدارت در
وجودم آتش عشق را بیش از پیش برانگیخته است...نمی دانی که چندین برابر از قبل به قلب مهربان و
عاشقت وابسته شده ام...هنوز رنگ چشمانت در خاطرم مانده و زنگ صدای نازت در گوشم زمزمه می
کند...تو را دیدم و به محبتت آمیخته شدم...ای پاکترین احساس ... به یادت آنقدر اشک خواهم ریخت تا دوباره
ببینمت و اینبار تورا در آغوش گیرم و دستان گرمت را لمس کنم و بفشارم...و تو با همان دستان مهربانت
صورت مرا نوازش دهی...نمی دانی که چقدر دلتنگم...دوستت دارم به اندازه تمام شنهای ساحل جزیره ی
عشقمان و به اندازه ی تمام ستاره های آسمان و تمام عاشقان عالم........محمدرضا جان دوستت دارم

عشقم .خیلی....آخه چند ساله که ندیدمت .همیشه بهت فکر میکنم
هیچوقت نگاه عاشقت رو فراموش نمی کنم انگاری الان روبروی من
نشستی وداری نگام میکنی آخ. اگه الان پیشم بودی یه دل سیر نگات
میکردم تلافی این همه سال رو در می آوردم چی میشد ما از هم جدا نمی
شدیم کاش مال من بودی عشقم....کاش پیشم بودی عزیزم ...ولی
افسوس ..حسرت اون چشمهایی را میخورم که همیشه تورو می بینند ولی
من همیشه انتظار چشات رو میکشم ..انتظار کشیدن برا ی تو خیلی
شیرینه رویای نا تمامم...دلم برا مهربونیهات ..برا حرفات...برا نگات....برای
شونه های پر مهرت ....برا اون دل عاشقت ....برادیدنت ...حتی برا اشک
هایی که با هم ریختیم خیلی تنگ شده . ....هستی من ....امید
زندگیم ...یار مهربونم ...عشق بی همتایم ..دلم همش بهونه تورو میگیره
دوستت دارم تا زمانی که ضربان قلبم به گوش فلک میرسد
لحظه های بی تو بودن
هر کدوم مثل يه ساله
لحظه های با تو بودن
هم که رويای محاله
راز زنده بودن و نفس کشيدنم
آره اون چشمای ناز
ه
آخه تا کی عزيزم دل من با اين همه غصه و درد و غم بسازه ؟
چرا عشق ما فقط يه عشق مخفی و فقط يه رازه ؟
کاش ميشد داد بزنم بگم که تو مال منی
واسه پر کشيدنم تا قلب آسمون بال منی
خودتم خوب ميدونی چقدر دلم ميخواد تو رو 
اونقدر که وقت رفتنت با التماس ميگفت نرو
به خدا که آرزوی قلب من تنها يه چيزه و اونم فقط وصاله
منتها اون اولم گفتم که داشتن و به تو رسيدنم خيلی محاله
الهی بياد يه روزی که من و تو ما بشيم 

تا ابد کنار هم برای هم بمونيم و از همديگه جدا نشيم







دوستت دارم حتی اگر داشتن تو
رویایی بیش نباشد و سر انجام 
تو نصیب عاشقی دیگر شوی




به خاطر بسپار :












بی تو قلب من شکسته
این همون دل شکسته است که به انتظار نشسته
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
عاشقم،عاشقترینم
بگو که اینو میدونم
حالا که از عشقت دیوونه ام
بگو که با تو می مونم
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
می خوام از دست تو گهواره بسازم
سر بزارم روی دستات به سعادتم بنازم
می خوام اون چشمای دریایی رو آیینه کنم
با نگاهت توی چشمام دردمو تازه کنم
تو که نیستی دنیا تاریکه برای دل خسته ام
بی تو من تنهای تنهام
دل به خلوت تو بسته ام


وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار كسي رو كه خيلي دوست داره
وقتي نااميدشدي به ياد بيار كسي رو كه تنها اميدش تويي
وقتي پرازسكوت شدي به ياد بياركسي روكه به صدات محتاجه
وقتي دلت خواست از غصه بشكنه به ياد بياركسي روكه توي دلت كلبه ساخته
وقتي چشمات تهي ازتصويرم شدبه يادبياركسي روكه حتي توي عكسش بهت لبخندميزنه
وقتي جايي نشستي كه كنارت خالي بودبه يادبياركسي روكه توي آغوشت جامي گرفت
وقتي به انگشتات نگاه كردي به يادبياركسي رو كه دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد
و وقتي شونه هات خسته شدبه يادبياركسي روكه هق هق گريش شونه هاتو ميلرزوند
![]()
جام لبت
از شراب تلخ تنهايي قدح نوشم مكن
دودم و از شعله دارم دامني رنگين به بار
اين شرر از من مگير از نو سي پوشم مكن
چون صبا در جستجوی خود به هر سويم مكش
همچو گيسوي سياهت خانه بر دوشم مكن
اين دل درد آشنا را در شرار غم بسوز
هر چه مي خواهي بكن اما فراموشم مكن
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست
برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...
برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...
برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...
برای تويی كه وجودم ر
اي نشسته درخيال من، فراموشم مكن
با فراموشي و تنهايي، هم آغوشم مكن
زندگاني مي كنم چون شعله با خود سوختن
زنده ام با سوز و ساز خويش، خاموشم مكن
مي تراود تا شراب بوسه از جام لبت
از شراب تلخ تنهايي قدح نوشم مكن
دودم و از شعله دارم دامني رنگين به بار
اين شرر از من مگير از نو سيه پوشم مكن
چون صبا در جستجوی خود به هر سويم مكش
همچو گيسوي سياهت خانه بر دوشم مكن
اين دل درد آشنا را در شرار غم بسوز
هر چه مي خواهي بكن اما فراموشم مكن
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست
برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...
برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...
برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...
برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...
برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...
برای تويی كه قلبت پـاك است
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است
برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است
برای تویی که آرزوهایت آرزوهايم است
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست
برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...
برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...
برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...
برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...
برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...
برای تويی كه قلبت پـاك است
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است
برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است
برای تویی که آرزوهایت آرزوهايم است










وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار كسي رو كه خيلي دوست داره
وقتي نااميدشدي به ياد بيار كسي رو كه تنها اميدش تويي
وقتي پرازسكوت شدي به ياد بياركسي روكه به صدات محتاجه
وقتي دلت خواست از غصه بشكنه به ياد بياركسي روكه توي دلت كلبه ساخته
وقتي چشمات تهي ازتصويرم شدبه يادبياركسي روكه حتي توي عكسش بهت لبخندميزنه
وقتي جايي نشستي كه كنارت خالي بودبه يادبياركسي روكه توي آغوشت جامي گرفت
وقتي به انگشتات نگاه كردي به يادبياركسي رو كه دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد
و وقتي شونه هات خسته شدبه يادبياركسي روكه هق هق گريش شونه هاتو ميلرزوند
![]()
جام لبت
از شراب تلخ تنهايي قدح نوشم مكن
دودم و از شعله دارم دامني رنگين به بار
اين شرر از من مگير از نو سي پوشم مكن
چون صبا در جستجوی خود به هر سويم مكش
همچو گيسوي سياهت خانه بر دوشم مكن
اين دل درد آشنا را در شرار غم بسوز
هر چه مي خواهي بكن اما فراموشم مكن
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست
برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...
برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...
برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...
برای تويی كه وجودم ر
اي نشسته درخيال من، فراموشم مكن
با فراموشي و تنهايي، هم آغوشم مكن
زندگاني مي كنم چون شعله با خود سوختن
زنده ام با سوز و ساز خويش، خاموشم مكن
مي تراود تا شراب بوسه از جام لبت
از شراب تلخ تنهايي قدح نوشم مكن
دودم و از شعله دارم دامني رنگين به بار
اين شرر از من مگير از نو سيه پوشم مكن
چون صبا در جستجوی خود به هر سويم مكش
همچو گيسوي سياهت خانه بر دوشم مكن
اين دل درد آشنا را در شرار غم بسوز
هر چه مي خواهي بكن اما فراموشم مكن
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست
برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...
برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...
برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...
برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...
برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...
برای تويی كه قلبت پـاك است
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است
برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است
برای تویی که آرزوهایت آرزوهايم است
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست
برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...
برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...
برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...
برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...
برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...
برای تويی كه قلبت پـاك است
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است
برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است
برای تویی که آرزوهایت آرزوهايم است








چه زیباست برای توماندن
وبه پای توسوختن وچه تلخ وغم انگیزاست
دورازتوبودن
برای توگریستن وبه عشق ودنیای تونرسیدن
ای کاش می دانستی بدون توزندگی چه ناشکیباست

هرکسی اومدپیشم یه ذره جاتونگرفت
هیچ ادایی جای اون نازوادات ونگرفت
پیش هرنقاشی رفتم تورونقاشی کنه
روی هر بومی کشید رنگ چشاتونگرفت

گریه هایم بی صداست
عشق من بی انتهاست
ردپای اشکهایم رابگیر
تابدانی خانه ی عشقم کجاست
زیباترین و دلنشین ترین جمله در تمامی زبانهای دنیا دوستت دارم است.
عشق تنها ریسمانی است که می تواند دنیا را نگهدارد...
عشق بر دلها سلطه نمیکند بلکه با دلها رشد میکند.
در دنیا هیچ چیز به اندازه ی عشق و محبت عمیق و حقیقی ارزش ندارد.
ریشه ی تمام امور معنوی را عشق آبیاری میکند.
در حقیقت عشق نوعی قدردانی و درک ارزشهای شخص مقابل است.
عشق انبوهی از بزرگنمایی هاوتفاوتهای میان یک شخص و دیگران است.
عشق معرفتی ملکوتی است که به انسان توانایی آنچه که خدایان میبیند را میدهد. 
من عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن 
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب 
شب را در بستر ۰
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش ![]()
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم
من دنیا را به خاطر خدایش
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم 
همیشه بیادت هستم
